۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

اهمیتی ندارد



ای شریک رقص من

خنده ات را از من بگیر

با مرد های دیگر برقص

اهمیتی ندارد

در میان سینه های آنها سر گردان شو

ومزه لب هایشان را بچش

اهمیتی ندارد

بگذار نرمی دستانت

بر کمرشان گرهی باشد

بگذار بدن فراخت ماوای تمام عشاقت باشد

اهمیتی ندارد


ای شریک رقص من

بگذار صدایت

نجوای شهوت گوش دیگران باشد

اهمیتی ندارد

طعم لب هایت

که مرا بر فراز دریا ها به جولان می انداخت

را نیز از من بگیر

اهمیتی ندارد

می ا یستم گوشه ای

نمیگریم

چون اهمیتی ندارد


اما شریک رقص من

بسترم را بی تنت نگزار

سرمای ترس

رخنه ای در وجودم انداخته است .

این را هم خوب می دانم، این هم اهمیتی ندارد.

۲ نظر:

یلدااااد گفت...

یعنی که چه؟ یه دفعه بگو هر غلتی که دلش می خواد بکنه دیگه...
البته ،،، بذار هر کار می خواد بکنه ، اهمیتی نداره

yaldaaaad گفت...

کجایی عماد افخم؟؟